آیا تو خوشبختی؟

آيا سقفي بالاي سرت هست؟
ناني براي خوردن

لباسي براي پوشيدن

و ساعتي براي خوابيدن داري؟ آري

نامي براي خوانده شدن

کتابي براي آموختن

و دانشي براي ياد دادن داري؟ آري

بدني سالم براي برداشتن سبد يک پيرزن.

سقفي براي شاد کردن يک کودک

دهاني براي خنديدن و خنداندن داري؟ آري

لحظه‌اي براي حس کردن

قلبي براي دوست داشتن

و خدايي براي پرستيدن داري؟ آري

پس خوشبختي بسيار خوشبخت .

تست آی کیو (مشكل و خیلی جالب)

باید پس از خواندن سئوال در عرض فقط 5 ثانیه

 به آن جواب درست را بدهید در پایان تعداد

پاسخهای درست شما ضرب در 10 میشود و میزان

 آی کیو شما را نشان میدهد

1. بعضی از ماهها 30 روز دارند بعضی 31 روز

 چند ماه 29 روز دارد؟



2. اگر دکتر به شما 3 قرص بدهد و بگوید هر

 نیم ساعت 1 قرص بخور چقدر طول میکشد

 تا تمام قرصها خورده شود؟



3. من ساعت 8 شب به رختخواب رفتم و ساعتم

را کوک کردم که 9 صبح زنگ بزند وقتی با صدای

زنگ ساعت از خواب بیدار شدم چند ساعت خوابیده

 بودم؟

4. عدد 30 را به نیم تقسیم کنید وعدد 10 را به حاصل

 آن اضافه کنید چه عددی به دست می اید؟


5. مزرعه داری 17 گوسفند زنده داشت تمام

گوسفند هایش به جز 9 تا مردند چند گوسفند زنده

برایش باقی مانده است؟



6.اگر تنها یک کبریت داشته باشید و وارد یک اتاق

سرد و تاریک شوید که در آن یک بخاری نفتی یک چراغ

نفتی و یک شمع باشد اول کدامیک را روشن میکنید؟



7. فردی خانه ای ساخته که هر چهار دیوار آن به سمت

 جنوب پنجره دارد خرسی بزرگ به این خانه نزدیک

میشود این خرس چه رنگی است؟



8. اگر 2 سیب از 3 سیب بردارین چند سیب دارید؟



9. حضرت موسی از هر حیوان چند تا با خود به کشتی برد؟



10. اگر اتوبوسی را با 43 مسافر از مشهد به سمت

 تهران برانید و در نیشابور 5 مسافر را پیاده کنید

 و 7 مسافر جدید را سوار کنید و در دامغان 8 مسافر پیاده

 و 4 نفر را سوار کنید و سرانجام بعد از 14 ساعت به تهران

 برسید حالا نام راننده اتوبوس چیست؟

 

------------------

پاسخ تست ها

1. تمام ماهها حداقل 29 روز را دارند.


2.یک ساعت( شما یک قرص را در ساعت 1 و دیگری

 را درساعت 1/5و بعدی را در ساعت 2 می خورید).


3. ساعت کوکی نمیتواند شب و روز را تشخیص دهد

 پس به اولین ساعت 9 که برسد زنگ میزند که

 ساعت 9 شب است.


4 .  70(تقسیم بر نیم معادل ضرب در 2 است).


5 .   9 گوسفند.


6. کبریت.


7. سفید چون خانه ای که هر چهار دیوارش رو به سمت

 جنوب پنجره داشته باشد باید در نوک قطب جنوب باشد.


8 .   2سیب.


9 . هیچ(حضرت نوح بود نه حضرت موسی).


10 . خوب خودتونید دیگه (نام خودتان).

 

ارزیابی تست براساس تعداد جوابهای نادرست:

سطح هوش:

7 پاسخ نادرست و بیشتر: در حد دانش آموز دبستان.

6 تا : دانش آموز دبیرستان.

5 تا: دانشجو.

2-3 : استاد دانشگاه.

1 : مدیران ارشد و نخبه.

گریه امیر کبیر ، اوج افتخار

در سال 1264 قمری، نخستین برنامه‌ی دولت ایران برای واکسن زدن به فرمان امیرکبیر آغاز شد. در آن برنامه، کودکان و نوجوانانی ایرانی را آبله‌کوبی می‌کردند. اما چند روز پس از آغاز آبله‌کوبی به امیر کبیر خبردادند که مردم از روی ناآگاهی نمی‌خواهند واکسن بزنند.. به‌ویژه که چند تن از فالگیرها و دعانویس‌ها در شهر شایعه کرده بودند که واکسن زدن باعث راه ‌یافتن جن به خون انسان می‌شود هنگامی که خبر رسید پنج نفر به علت ابتلا به بیماری آبله جان باخته‌اند، امیر بی‌درنگ فرمان داد هر کسی که حاضر نشود آبله بکوبد باید پنج تومان به صندوق دولت جریمه بپردازد. او تصور می کرد که با این فرمان همه مردم آبله می‌کوبند. اما نفوذ سخن دعانویس‌ها و نادانی مردم بیش از آن بود که فرمان امیر را بپذیرند. شماری که پول کافی داشتند، ....

پنج تومان را پرداختند و از آبله‌کوبی سرباز زدند. شماری دیگر هنگام مراجعه مأموران در آب انبارها پنهان می‌شدند یا از شهر بیرون می‌رفتند روز بیست و هشتم ماه ربیع الاول به امیر اطلاع دادند که در همه‌ی شهر تهران و روستاهای پیرامون آن فقط سی‌صد و سی نفر آبله کوبیده‌اند. در همان روز، پاره دوزی را که فرزندش از بیماری آبله مرده بود، به نزد او آوردند. امیر به جسد کودک نگریست و آنگاه گفت: ما که برای نجات بچه‌هایتان آبله‌کوب فرستادیم. پیرمرد با اندوه فراوان گفت: حضرت امیر، به من گفته بودند که اگر بچه را آبله بکوبیم جن زده می‌شود. امیر فریاد کشید: وای از جهل و نادانی، حال، گذشته از اینکه فرزندت را از دست داده‌ای باید پنج تومان هم جریمه بدهی. پیرمرد با التماس گفت: باور کنید که هیچ ندارم. امیرکبیر دست در جیب خود کرد و پنج تومان به او داد و سپس گفت: حکم برنمی‌گردد، این پنج تومان را به صندوق دولت بپرداز چند دقیقه دیگر، بقالی را آوردند که فرزند او نیز از آبله مرده بود. این بار امیرکبیر دیگر نتوانست تحمل کند. روی صندلی نشست و با حالی زار شروع به گریستن کرد. در آن هنگام میرزا آقاخان وارد شد. او در کمتر زمانی امیرکبیر را در حال گریستن دیده بود. علت را پرسید و ملازمان امیر گفتند که دو کودک شیرخوار پاره دوز و بقالی از بیماری آبله مرده‌اند. میرزا آقاخان با شگفتی گفت: عجب، من تصور می‌کردم که میرزا احمدخان، پسر امیر، مرده است که او این چنین های‌های می‌گرید. سپس، به امیر نزدیک شد و گفت: گریستن، آن هم به این گونه، برای دو بچه‌ی شیرخوار بقال و چقال در شأن شما نیست. امیر سر برداشت و با خشم به او نگریست، آنچنان که میرزا آقاخان از ترس بر خود لرزید. امیر اشک‌هایش را پاک کرد و گفت: خاموش باش. تا زمانی که ما سرپرستی این ملت را بر عهده داریم، مسئول مرگشان ما هستیم.
میرزا آقاخان آهسته گفت: ولی اینان خود در اثر جهل آبله نکوبیده‌اند امیر با صدای رسا گفت: و مسئول جهلشان نیز ما هستیم. اگر ما در هر روستا و کوچه و خیابانی مدرسه بسازیم و کتابخانه ایجاد کنیم، دعانویس‌ها بساطشان را جمع می‌کنند. تمام ایرانی‌ها اولاد حقیقی من هستند و من از این می‌گریم که چرا این مردم باید این قدر جاهل باشند که در اثر نکوبیدن آبله بمیرند.

آیا در این زمان این چنین افرادی هستند؟

یا فقط افرادی هستند که با پوسته های مذهبی و ملی گرایی حق افراد معمولی مردم را به عده ای دیگر به اسم ....... میدهند آن هم با افتخار!!

تقدیم به پدر عزیزم

پدر مهربانم

وقتی تو نیستی

     نه هست های ما

 چونان که بایدند ...

    نه باید ها ...

             هر روز بی تو

                          روز مباداست !  

مطلب جالب

این عکسها اشک هزاران نفر را ریخت ( عکس هایی از طبیعت وحشی)

بعد از اینکه متوجه میشه شکارش باردار بوده، اول بچه رو نجات میده، بعد هم فکر کنم بخاطر این کارش دق کرده ومرده، اینا حیون هستن اما ما ها که آدمیم اینقدر راحت آدم میکشیم و این همه کار میکنیم که ماشالا افتخار هم میکنیم.

Iran Eshgh Group !

شما میتوانید با پاسخ دادن به سوالات زیر برنده خوش شانس ما باشید

شما میتوانید با پاسخ دادن به سوالات زیر برنده خوش شانس ما باشید

کدام دانش آموز خسته و خواب آلود به نظر میرسد ؟

کدامشان دوقلو می باشند ؟

چند تا زن در عکس دیده میشود ؟

چند نفرشان خوشحال هستند ؟

چند نفرشان ناراحت می باشند ؟

.
.
.
.
.
.
.
.
.
.

اعترافات دادگاه متهمان در ايران